### **ستارههای دو قلب**
### **ستارههای دو قلب**
### **Part 27
**از زبون دامیان:**
شب، آنیا کابوس دید: "دشمن برمیگرده!" بغلش کردم: "با هم شکستشون میدیم." دیمین هشدار داد و هشدارش الکی نبود خیلی واقعی و ترسناک بود.
**از زبون آنیا:**
قدرتم حس کرد جاسوس جدید. بابا لوید بررسی کرد فوری و به همه خبر داد که جاسوس جدیدی داره میاد واقعا هیچکس حتا فکرشم نمی کرد که اینجوری بشه.
**از زبون دیمین:**
ایمان جاسوسی دید، امیل تعقیب. ملیندا نگران: "فرزندام مراقب!" دونووان دستور: "حمله پیشدستانه." یوری اطلاعات داد، بککی حمایت کرد مدرسه.
**از زبون ملیندا:**
با یور آماده شدیم، دعا کردم همه. لوئد نقشه کشید دقیق، همه نقش داشتن. دامیان و آنیا مرکز، عشقشون قدرت ماست.
**از زبون دونووان:**
جلسه خانوادگی، تهدید رو تحلیل کردیم عمیق. اتحاد تست میشه، پیروزیم و پیروز خواهیم ماند.
**از زبون نویسنده:**
تهدید سایه، اتحاد نور میتابونه. نبرد نزدیک است و هرچی جلو تر میره نزدیک تر میشه!
### **Part 27
**از زبون دامیان:**
شب، آنیا کابوس دید: "دشمن برمیگرده!" بغلش کردم: "با هم شکستشون میدیم." دیمین هشدار داد و هشدارش الکی نبود خیلی واقعی و ترسناک بود.
**از زبون آنیا:**
قدرتم حس کرد جاسوس جدید. بابا لوید بررسی کرد فوری و به همه خبر داد که جاسوس جدیدی داره میاد واقعا هیچکس حتا فکرشم نمی کرد که اینجوری بشه.
**از زبون دیمین:**
ایمان جاسوسی دید، امیل تعقیب. ملیندا نگران: "فرزندام مراقب!" دونووان دستور: "حمله پیشدستانه." یوری اطلاعات داد، بککی حمایت کرد مدرسه.
**از زبون ملیندا:**
با یور آماده شدیم، دعا کردم همه. لوئد نقشه کشید دقیق، همه نقش داشتن. دامیان و آنیا مرکز، عشقشون قدرت ماست.
**از زبون دونووان:**
جلسه خانوادگی، تهدید رو تحلیل کردیم عمیق. اتحاد تست میشه، پیروزیم و پیروز خواهیم ماند.
**از زبون نویسنده:**
تهدید سایه، اتحاد نور میتابونه. نبرد نزدیک است و هرچی جلو تر میره نزدیک تر میشه!
- ۷۵۲
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط