{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر از شعر های من

اگر از شعر های من
باران را بگیرند
دیگر برای نوشتن
چه دارم
جز اندکی سکوت ...
دیدگاه ها (۱)

ساعت خانه ی مافصل نمی شناسدتو که می آیی جلو می رودتو که می ر...

خواستمفنجان را بگذارم روی میزو دست های تو را به لب هانزدیک ک...

_ موهاتو خودت نباف _ چرا ؟؟_ دوست ندارم دستات به کارای مردون...

دســتِ تــو بـا تـــاریـخ . . .در یـکــــ کــاســه بــــود ....

و باز هم نوشتن های بی پایان برای اندکی درک از دیگران اما ......

لاکچری‌های واقعی در دنیای امروز، چنین چیزهاییه: فکر آزاد، خو...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط