{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏۷ سال پیش یه بار توی خوابگاه ساعت 6 صبح از خواب پریدم، د

‏۷ سال پیش یه بار توی خوابگاه ساعت 6 صبح از خواب پریدم، دیدم دوستم داره با دقت صفحه گوشیشو چنگ میزنه. گفتم دیوانه شدی؟ مثل جوکر لبخند بزرگی زد و گفت دارم پو رو حموم میدم. اونجا بود که فهمیدم امیدی به نظام آموزشی کشور نیست
دیدگاه ها (۳)

- نگرانم بعد از مرگم کی و چطوری از بچه هام مراقبت می کنه؟ چی...

تو کی هستی که دلم واسه چشمات رفتگم شدم توی نگات زندگیم باهات...

عشق یا نفرت پارت (۸)

پارت بیست و یکم - قاتل عاشق من

بچه ها اگه این پا تو حمایت نشه. متوجه میشم. رمان. مزخرفه پو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط