{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم که

چشم وا کردم و دیدم که
خدایم تو شدی...
دفتر بر غزل خاطره هایم
تو شدی...
در سرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه
همه ی حال و هوایم
تو شدی...
#girlyart
دیدگاه ها (۱)

ما را از سادگی ترسانده اند ..هیچ کس نگفت سادگی هم خوب است .ه...

هیچ زنی دلش نمی‌آید که دیگر برنگردد !منتظر استسراغش را بگیری...

چشم هایت را آسوده ببند..!یک نفراین حوالی هستکه هر شب ،قبل از...

زمانهایی فرا میرسدکه تصور میکنی همه چیز به پایان رسیده استام...

به نام پناهی که دیگر نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط