{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...
پاشو ببین چه برفی اومده !
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش ،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بود !
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم ،
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد ...
دیدگاه ها (۲)

ما را نتوان پخت که ما سوخته ایمآتش نتوان زد که برافروخته ایم...

سنجاق قفلی ها را دوست دارم...ازهمان کودکی دوستشان داشتم نه ا...

باورت بشود یا نه ...روزی می رسد ...که دلت برای هیچ کس به اند...

آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند..آدمها در یک لحظه ..با یک تلفن....

همادا

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط