{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم

چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی، به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم درتو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
شهریار
دیدگاه ها (۱)

بی خبر از حال هم بودن چه سود/بر مزار مردگان خویش نالیدن چه س...

شعری شکسته بودم و جان داده ای مرا ناگه شکسته تر به تماشا نشس...

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هستیا شب و روز بجز فکر تو...

سکوت و صبوریم رابه حساب ضعف و بی کسی ام نگذار !دلم به چیز ها...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتیکی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چ...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتیکی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چ...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط