{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی رنگ‌ها را دوست ندارم

بازی رنگ‌ها را دوست ندارم
سیاه، با خود می بردم به عمق دره‌های عمیق
به شب‌های بی مهتاب
به غارهای بی سر و ته
سبز، گلویم را چنگ می‌زند
دلم را به درد می‌آورد
و بنفش
برای مزاج آرامم کمی تند است
دلم سفید می‌خواهد
ناب و خالص و یکدست ...

🍃🌸
هستی دارایی
دیدگاه ها (۲)

‌وﻗﺘﯽ تو رفته ﺑﺎﺷﯽ کاﻣﻞ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮد عشقﺑﻌﺪ از ﺗﻮ ﺗﺎ همیشه اﯾﻦ ﻗﺼ...

از به دوش کشيدن من خسته شدیسنگين بودماز دست هايم خسته شدیو ا...

رد انگشتِ تو بر گودیِ فنجان من استاز کجا دست به آینده‌ی فالم...

زمانه‌ای‌ست که باید به مرگ دل خوش کردبه هرکه می‌نگرم، با غمی...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۱۴

«سال‌ها پیش، نیرویی قدیمی بیدار شد… نیرویی که نه به نور تعلق...

𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہPART.1دایون همیشه با خودش فکر می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط