{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از به دوش کشيدن من خسته شدی

از به دوش کشيدن من خسته شدی
سنگين بودم
از دست هايم خسته شدی
و از چشم هايم
و از سايه ام
حرف هايم تند و آتشين بودند
روزی مي آيد
ناگهان روزی می آيد
که سنگينی ردپاهايم را
در درونت حس کنی
رد پاهايی که دور می شوند
و اين سنگينی
از هر چيزی طاقت فرساتر خواهد بود

#ناظم_حکمت
دیدگاه ها (۲)

🌸اگر این پیام را🌸دریافت کردید🌸بدونید🌸ارسال کننده🌸این پست🌸خیل...

‌وﻗﺘﯽ تو رفته ﺑﺎﺷﯽ کاﻣﻞ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮد عشقﺑﻌﺪ از ﺗﻮ ﺗﺎ همیشه اﯾﻦ ﻗﺼ...

بازی رنگ‌ها را دوست ندارم سیاه، با خود می بردم به عمق دره‌ها...

☀️ فکر می‌کنی همه ضدآفتاب‌ها مثل هم هستن؟ یه بار دیپ فیوژن و...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۵

خواب رویایی 💗✨ پارت®4ویو الیزابت بعداز یک روز پر هیاهو و شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط