مرد تنهای شب

مرد تنهای شب

حبیب

من مرد تنهای شبم 
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام 
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم 
من مرد تنهای شبم 
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم 
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو منرفته ام
کوله بارمرا بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۵۳

🖤 OBSESSION وسواس | پارت اول: معامله‌ای که نباید انجام می‌شد...

چند پارتی

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

دروغی که واقعی شد

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

لبخند قاتلپارت⁴³ویو جونگ‌کوکنیمه‌شب گذشته بود.سلین هنوز خواب...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی م...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط