{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکار

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری کن .. ( part 1 )


دمای هوا پایینه و صدای برخورد ملایم دونه های برف با شیشه پنجره تنها موسیقی موجود در اتاقه ..
نور گرم و زرد رنگ اباژور ، گوشه های اتاق رو در سایه های نرم فرو برده و فضای کوچیکی که تو و همسر عزیزت در اون قرار داشتید به پناهگاهی امن و جدا از تموم دنیای بیرون تبدیل کرده بود …
روی کاناپه راحتی موجود در اتاق که مجاور شومینه قرار داشت نشسته بودی و کتاب مورد علاقت رو در دست داشتی ، اما مدت زیادی بود که تمرکزت رو از دست داده بودی و تموم هوش و حواست به فردی بود که دقیقا کنارت قرار داشت … گرمای وجود جیک بیشتر از گرمای شومینه موجود در اتاق بهت ارامش میداد ..
مدت زیادی بود که سکوت بینتون حاکم بود اما این سکوت از نوع سنگین نبود … سکوت حاکم بر اتاق حتی باعث میشد قلبهاتون بیشتر بهم نزدیک شن ..
ناگهان به خودت میای و میبینی خیلی وقته که دیگه کتاب رو نمیخونی ، حرکات اروم و ریز مرد توجهت رو به خودش جلب میکرد … مرد سرش رو روی قسمت تکیه گاه کاناپه قرار داد و چشمهاش رو به چهره بی نقص تو دوخت … طوری نگاهت میکرد انگار تموم جهان در همین لحظه ، در همین چند سانتی متر فاصله بین شما خلاصه شده …
بدون به زبون اوردن کلمه ای دستش رو بالا اورد و انگشتهای کشیده و سردش رو به نرمی روی گونه ی گرم تو کشید … حرکت انگشتهاش به قدری اروم و با احتیاط بود که انگار میترسید با لمس کردن ، این لحظه جادویی رو بشکنه ..
وقتی نوک انگشتهای سردش به پوست گرم صورتت برخورد میکرد لرز خفیفی در تموم نقاط بدنت می پیچید اما نه از سرما بلکه از هیجانی خالص که تورو منتظر حرکت بعدیش میذاشت …
با صدایی بم و اروم دم گوشت زمزمه میکنه :
_ خیلی ساکتی
+ دارم کتاب میخونم
مرد کمی نزدیک تر شد ، حالا میتونستی بوی عطر ملایمش رو حس کنی .. ترکیبی از بوی خنک برف و گرمای وجود خودش .. نگاهش رو از چشمهات گرفت و به لبهات دوخت ..
_ این بی رحمیه ، وقتی که درست کنارت نشستم تموم حواست به اون کتاب لعنتی باشه
+ چیکار میتونم بکنم ؟
مرد دستش رو دور کمرت حلقه کرد و تورو به سمت خودش کشید ، اجازه ندادی حرکت بعدیش رو عملی کنه و سرت رو روی شونه ی پهن و گرمش گذاشتی ..
میتونستی ضربان قلبش رو که حالا با ضربان قلب خودت هماهنگ شده بود رو حس کنی .. جیک کمی سرش رو پایین اورد و گونش رو به گونه ی رنگ گرفتت چسبود …و کمی نا امید لب زد :
_ سعی داری ازش فرار کنی ، ولی میدونی که من انجامش میدم فرشته
+ فقط میخواستم سرمو روی شونه دوست پسرم بذارم
_ اینجوری نمیتونی ماست مالیش کنی بچه
دیدگاه ها (۲)

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

بدون مکث ، براید استایل بغلت کرد و به سمت اتاق مشترکتون که ا...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط