{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذرا

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم که همسرم نبود!طلبه های حاضر در مسجد همه تعجب کردند.
بعد استاد ادامه دادبله ،در آغوش مادرم تربیت شدم!
همه تکبیر گفتندوتوی چشم خیلیها اشک جمع شد.
یکی از شاگردان رفت توی خونه دید همسرش توی آشپز خانه داره غذا حاضرمیکنه،بهش گفت: بهترین سالهای عمرم رو توی آغوش زنی گذروندم که همسرم نبود!
زن گفت :چی!!!!؟
ومردقبل ازاینکه حرفشو کامل کنه از هوش رفت. و هنوز به خاطر هاونی که به سرش خورده به هوش نیومده!
دیدگاه ها (۱۲)

کبوتر با کبوتر..................چیبس با ماست(خدایی لایک ندار...

به لامپ میگن حالت چطوره میگه چه حالي چه احوالی به جای خوبش ک...

بخند برایم که می خندی چشم هایت که هیچ آسمان هم زیبا می شود.

هاهاهاهاهاها

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توي درسش گفت :بهترين سالهاي عمرم را درآغوش زني گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

استاد توی درسش گفت :بهترین سالهای عمرم را درآغوش زنی گذراندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط