1000 درد ، 2000 خوشحالی
1000 درد ، 2000 خوشحالی
پارت 4
جین دستمو کشید و گفت:پس برو
......
رفتم و کل راه پیاده بودم اما احساس می کردم یه نفر تعقیب میکنه منو
........................
رسیدم عمارت خودم آجوما با نگرانی اومد سمتم
آجوما. دخترم حالت خوبه
بله آجوما همین که نشستم زنگ خورد
اوف کیه
نارا.بله چیکار داش........شما اینجا چیکار می کنید.....چرا نباید داخل از من اجازه نگرفتیدااا اوففف
جین.خب خدمتکارا گوش کنید دیگه اینجا کار نمی کنید برید
نارا.میخواید اثاث عمارت هم عوض کنید
یونگی.خب گوش کن از این به بعد وظیفه ما تا آخر عمرمون اینه ازت محافظت کنیم
نارا.اوف باشه حداقل برید خونه ی خودتون
جیهوپ.اگه چیزی بشه دیر میرسیم
نارا.خب باشه ولی شما که دیگه منو اذیت نمی کنید
جیمین.نه نگران نباش
نارا.خب پس بیاید این اتاق هاتون هستن
رفتم رو تختم خودم رو پرت کردمو سیاهی
ویو صبح
بیدار شدم خودمو تو آینه حتی نگاهم نکردم
رفتم پایین پسرام رو مبل نشسته بودن
نارا.صبح بخیر......چرا اینطوری نگاهم می کنید تو تلویزیون خودمو دیدم.......وای
اصلا یه وضعی بودم یه شلوارک یه تیشرت موهای بهم ریخته اصلا یه وضعی بود........
سریع رفتم بالا مسواک زدم لباس فرممو پوشیدم
مثل همیشه هودی مو پوشیدم از امروز
هوا گرم میشه پس نیازی به شلوار گرم کن نیست باید دامن بپوشیم دامنم رو پوشیدم همه جای پام بخاطر اونا زخمه اوف رفتم پایین اونام حاظر بودن
جین.پات چیشده
نارا.اینو باید از شما بپرسم و اینکه عمارت کناری برای شماست برید اونجا
(آخرشو با داد گفت)
رفتن بیرون......اوف با پام چیکار کنم
خلاصه رفتم مثل همیشه پیاده اونا هم که اون یکی عمارتن پس زیاد میبینمشون...........
رسیدم مدرسه که میا اومد
میا.........
_______________________
پارت بعد رو بزارم؟
پارت 4
جین دستمو کشید و گفت:پس برو
......
رفتم و کل راه پیاده بودم اما احساس می کردم یه نفر تعقیب میکنه منو
........................
رسیدم عمارت خودم آجوما با نگرانی اومد سمتم
آجوما. دخترم حالت خوبه
بله آجوما همین که نشستم زنگ خورد
اوف کیه
نارا.بله چیکار داش........شما اینجا چیکار می کنید.....چرا نباید داخل از من اجازه نگرفتیدااا اوففف
جین.خب خدمتکارا گوش کنید دیگه اینجا کار نمی کنید برید
نارا.میخواید اثاث عمارت هم عوض کنید
یونگی.خب گوش کن از این به بعد وظیفه ما تا آخر عمرمون اینه ازت محافظت کنیم
نارا.اوف باشه حداقل برید خونه ی خودتون
جیهوپ.اگه چیزی بشه دیر میرسیم
نارا.خب باشه ولی شما که دیگه منو اذیت نمی کنید
جیمین.نه نگران نباش
نارا.خب پس بیاید این اتاق هاتون هستن
رفتم رو تختم خودم رو پرت کردمو سیاهی
ویو صبح
بیدار شدم خودمو تو آینه حتی نگاهم نکردم
رفتم پایین پسرام رو مبل نشسته بودن
نارا.صبح بخیر......چرا اینطوری نگاهم می کنید تو تلویزیون خودمو دیدم.......وای
اصلا یه وضعی بودم یه شلوارک یه تیشرت موهای بهم ریخته اصلا یه وضعی بود........
سریع رفتم بالا مسواک زدم لباس فرممو پوشیدم
مثل همیشه هودی مو پوشیدم از امروز
هوا گرم میشه پس نیازی به شلوار گرم کن نیست باید دامن بپوشیم دامنم رو پوشیدم همه جای پام بخاطر اونا زخمه اوف رفتم پایین اونام حاظر بودن
جین.پات چیشده
نارا.اینو باید از شما بپرسم و اینکه عمارت کناری برای شماست برید اونجا
(آخرشو با داد گفت)
رفتن بیرون......اوف با پام چیکار کنم
خلاصه رفتم مثل همیشه پیاده اونا هم که اون یکی عمارتن پس زیاد میبینمشون...........
رسیدم مدرسه که میا اومد
میا.........
_______________________
پارت بعد رو بزارم؟
- ۹۱
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط