سنآریوع

#سِنآریوعـ💕 💢


-ببین پارک چانیول،بیا توضیح بدم
خودت خوب میدونی ک چقـــــدر طرفدار داری
اون ک از لحظه ای ک دساشو گرفته بودی بشون زل زده بود تاهمون موقع ب خودش اومد
+آره
-وقتی خودمو میزارم جای ی کریپر ک اون بیرون نشسته و با تمام وجود دوست داره..وخب..وقتی میفهمم ک ت یکی دیگه رو دوست داری..تمام وجودم نابود میشه
+اما من فقط بهت گفتم بیا بریم بازار،هنوز هیچی‌نشده
دستاشو ول کردی و عقب کشیدی،همینجور ک بی هدف دستاتو تکون میدادی گفتی:
-ولی،ولی من فکر کردم ک،ک تو،گفتی..
+من گفتم بریم بازار
-عا..عاه،عاره،باش،باشه^-^
+خوبه:)کی بریم؟
-اومم،فردا ساعت ۱۲بریم دور بخوریم
۱بریم نهار بخوریم
وتا۲-۳بازم دور بخوریم*-*
+باشه^-^💙
با ی لبخند فوق کیوت و چال‌چالی اینو گفت*~*💙 💙 💙
وقتی بلند شد ک بره گفتی:صبر کن،چانی،بنظرت بارم کسی گوش وایساده؟!
+شاید
-خب،بیا ی بهانه پیدا کنیم ک اگه سوال پیچمون کردن بگیم درمورد چی صحبت میکردیم:¶
+اهان...خب تو یچی بگو
+اووم...بگیم درمورد اسپانیا رفتنتو..اینا گفتیم..ک من ب کسی نگم
-باشه
بعد با قدمای پرسرصدا رفت سمت در،طوری ک ی لرزش خفیف‌وسایل رو میزو گرفت:|وقتی متوجه شد داری با تعجب نگاش میکنی گفت:فقط میخوام کسی پخش نشه وسط اتاق
ولی باخودت غکر‌کردی ک شاید چون میدونه ممکنه اولین نفر بکهیون باشه این کارو میکنه:)
رفت سمت در و وقتی درو باز کرد و کسیو ندید چن ثانیه مکث کرد و بعد رفت بیرون







خب*-*کافیه•~•√
قسمت اخر باشه؟😈 :¶
جا داره ی تشکر حسابی از رهام(ست سابق:¶)کنم ک راهنماییم کرد🙏 چون ی ایده بهم داد و اونی ک خودم نوشته بودم فوق مزخرف شده بود:′|نگران نباشید👋 مزخرفیشو انتقال دادم ب قسمت بعد:″|
لنتی دارم all of me چان گوش میکنم مینویسم😭 چقد لنتیه این اهنگ😭 😭 یول داری چی میکنی با ما؟!!!!؟؟😭 😭 😭 😭
دیدگاه ها (۱۶)

#سِنآریوعـ💕 💢 وقتی چانیول رفت بیرون نشستی رو تختت و ب اتفا...

#سِنآریوعـ💕 💢 وقتی بالاخره ی کانالو ویدا کردی ک برنامه جالبی...

#سِنآریوعـ💕 💢 +خب...ببین ریوون من...گفتم ک بهت،عاشق شدم!بنظر...

#سِنآریوعـ💕 💢 با خودت فکر کردی*وای*~*یبار دیگه ت و چانبک تهـ...

خب خلاصه امروز اتفاقی افتاد ک واقعا رفت رومخم😕‼️بزار بگموقتی...

پارت پنجاه یکرفتیم پیش دخترا نشستیمو یکم گپ زدیم ک دختر عموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط