{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته از دلبستگی و یاد ها,

خسته از دلبستگی و یاد ها,
خسته از شیرین و از فرهاد ها...
خسته ام از این همه دیوانگی,
خسته از نادانی فرزانگی...

خسته از این دشمنان خانگی,
خسته ام ازین همه بیگانگی...

خسته ام از گردش چرخِ فلک,
خسته از تنهایی و شب های تک...

خسته از ایمانم و تردید و شک,
خسته از دیو و دَد و دوزو کلک...

خسته ام دیگر ازین آوارها,
خسته از سنگینی دیوارها...

خسته از ظلم و بد و آزارها,
خسته از بی یاری بیمارها...

خسته ام از تابش مهر و قمر,
خسته از نامردمی های بشر...

خسته از بی فطرتان بی هنر,
خسته ام از خستگی ها، بیشتر…

خسته ام، خسته ام...
دیدگاه ها (۷)

شما یادتون نیست… منم یادم نمیاد… ولی میگن آدمها یه زمانی مهر...

سپید یا سیاه فرقی نمیکند … بی حضور سبزت سپیدهای عاشقانه ام ر...

یه وقتا اینقد آدم زندگی ایش غمناک میشه, که دوس داره یکی یوه...

مرا کــه هیچ مقصدی به نامم .. و هیچ چشمی در انتظارم نیست را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط