{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت سی هفت🍷🗡



خواست سرشو بیرون بیاره که نزاشتم
با صدای خش داری گفتم
+بمون؛

موند

میدونستم می‌ترسه وگرنه باز اون روی سلیطشو نشون میداد

آروم آروم ازش جدا شدم
تو صورتش نگاه نکردم

دلم نمی‌خواست بلایی سرش بیارن

سیگارمو‌ برداشتم
با فندک روشن کردم و پوک عمیقی بهش زدم

با صدای خش دار گفتم
+برو بیرون

انگار از خداش بود

بلند شد
ولی هین رفتن محکم پامو لقد کرد که از درد آخی گفتم

برگشت سمتم
+عه، پاتو لقد کردم؟ خوب کردم گوریل

تا خواستم خیز بردارم سمتش سریع دویید و از اتاق بیرون رفت

لعنتی !

دلم میخواست یه تفنگ بردارم و یه گلوله بزنم وسط پیشونیش!

ولی اون موقع انگار قلب خودمو داشتم میکندم
دیدگاه ها (۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت سی هشت🍷🗡سیگارمو‌ کامل کشیدم باید خیلی زود ...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی نه🍷🗡تو یه لحظه اتفاق افتاد! لیوان و برد...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی شیش🍷🗡تقلا میکرد برای یکم‌ نفس کشیدن یه ...

بچه ها ریدم تو اینایی که میگن چشم اجی حمایتت میکنیم ولی نمی...

#شراب_سرخ Part: ³⁷تهیونگ: ولم کن!(حرصی)خواستم بازوم رو از تو...

"سرنوشت "p,13...با صدای لرزون روبه ته گفتم ......ا/ت : ت..ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط