{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب وقتی بابام امد هم من هم مامانم رو برد بیمارستان مام

دیشب وقتی بابام امد هم من هم مامانم رو برد بیمارستان مامانم هم از من مریضی گرفت بود اون هم سرم زد من رو تخت داز کشیده بود خونه نمی تونستم از جام بلند شم با هزار بدبختی بلند شدم هم دستم و هم پاهام می لرزید چند بار هم افتادم نوک انگشتام همه سبز شده بود دستم رو بزور حرکت می دادم کل دستم رگاش معلوم بود وقتی سرم رو زد تموم شد فهمیدم بجوز چندتا امپول تقویتی دوتا هم مسکن داخل سرم ریخته بودن
دیدگاه ها (۲)

لایو صبح جیهوپ

Part2ویو می یوندستم رو روی میزم گذاشتم و بلند شدم وقتی خودم ...

سناریو ریندو پارت ۲

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟱𝟱چند لحظه بعد از سکوتی که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط