Part2
Part2
ویو می یون
دستم رو روی میزم گذاشتم و بلند شدم وقتی خودم رو در آینه دیدم...نفهمیدم چه بلایی سر من آمده اما میدانستم چیزی نیست که به راحتی دست از سرم بردارد.
موهای بهم ریخته و گره خورده، چشم هایی مرطوب و لغزنده.
به خودم آمدم یک شونه از روی میز آرایشم برداشتم و موهام رو شونه کردم هنوز هم دستام میلرزید.
چندبار نفس عمیق کشیدم اما تاثیری نداشت.
هنوزم قلبم تند میزد، نفس نفس میزدم و از چشمام اشک میریخت اما... اینبار فرق میکرد تا بحال همچین احساسی نداشتم، درسته من پشت صحنه ی فشن شو استرس داشتم اما این یک استرس خالی نبود...زیر پاهام خالی شد و.
+آروم باش می یون چیز خاصی نیست(آروم)
+فقط داری ازدواج اجباری میکنیییی(داد)
+(نفس عمیق)
به سمت کمدم رفتم و لباسی از توش برداشتم و پوشیدم چون نمیخوام کسی منو بشناسه یک هودی، شلوار بگ و کلاه لبهدار با یک عینک آفتابی برداشتم.
لباسم رو پوشیدم و زدم بیرون.
+آفتاب..دوستش دارم مثل نور استیج انگار تمام توجه ها به منه.
همینطور که داشتم از نور خورشید لذت میبردم و موزیک گوش میدادم به کسی خوردم و افتادم روی زمین.
وقتی که بهخاطر درد دستم روی سرم بود به کسی بهم خورد نگاهی انداختم.
اون....
—————————اتمام این پارت———————————
خمارییییی🗣️🎀
این پارت شرط داره🌛
³ لایک ²کامنت ¹ریپست🌷🌀
ویو می یون
دستم رو روی میزم گذاشتم و بلند شدم وقتی خودم رو در آینه دیدم...نفهمیدم چه بلایی سر من آمده اما میدانستم چیزی نیست که به راحتی دست از سرم بردارد.
موهای بهم ریخته و گره خورده، چشم هایی مرطوب و لغزنده.
به خودم آمدم یک شونه از روی میز آرایشم برداشتم و موهام رو شونه کردم هنوز هم دستام میلرزید.
چندبار نفس عمیق کشیدم اما تاثیری نداشت.
هنوزم قلبم تند میزد، نفس نفس میزدم و از چشمام اشک میریخت اما... اینبار فرق میکرد تا بحال همچین احساسی نداشتم، درسته من پشت صحنه ی فشن شو استرس داشتم اما این یک استرس خالی نبود...زیر پاهام خالی شد و.
+آروم باش می یون چیز خاصی نیست(آروم)
+فقط داری ازدواج اجباری میکنیییی(داد)
+(نفس عمیق)
به سمت کمدم رفتم و لباسی از توش برداشتم و پوشیدم چون نمیخوام کسی منو بشناسه یک هودی، شلوار بگ و کلاه لبهدار با یک عینک آفتابی برداشتم.
لباسم رو پوشیدم و زدم بیرون.
+آفتاب..دوستش دارم مثل نور استیج انگار تمام توجه ها به منه.
همینطور که داشتم از نور خورشید لذت میبردم و موزیک گوش میدادم به کسی خوردم و افتادم روی زمین.
وقتی که بهخاطر درد دستم روی سرم بود به کسی بهم خورد نگاهی انداختم.
اون....
—————————اتمام این پارت———————————
خمارییییی🗣️🎀
این پارت شرط داره🌛
³ لایک ²کامنت ¹ریپست🌷🌀
- ۱۲۵
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط