{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غصه مرا کشت... .

غصه مرا کشت... .
وقتے دیدم،
دست به سینه ایستاده اے
تمام راه را براے آغوشت... .
دویده بودم...
بے انصاف....!
دیدگاه ها (۱)

گاهے دلت میخواهددر شلوغے روزگارشبیایدتنگ در آغوشت گیردنفست ک...

به خاطر مردم است که میگویمگوش هایت را کمے نزدیک دهانم بیاور!...

زندگےهمیشه براےخودش بالا پایین داره..آدم ها رو و پشت دارن..و...

درنبودتــومن شاخه اےخشکمدرمسیرسیلابکه هرخس و خاشاکےبه من آوی...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط