{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا...

بگذار بسوزم که در این سینه‌ی دلگیر...
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا.‌..!
دیدگاه ها (۰)

فریادهایمان‌در‌حنجره‌هاییمحبوس‌شدند...که‌با‌خون‌بوسیده‌شده‌ا...

میگویند میگذرد غمی نیست 🔇                   ولی آنچه میگذرد ...

#ح‍‌رف‍‌ای‍‌ی ک‍‌ہ ش‍‌ب‍‌ا ب‍‌هت‍‌ون #م‍‌‍‌ی‍‌زن‍‌ن رو ج‍‌دی...

اگه کسی دوست داشته باشه نمیذاره ناراحت بخوابی.

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط