من انگور شوم و دانه دانه

من انگور شَوَم و دانه دانه
در دل چون خُمَت فرو ریزم
آری من انگور و تو خُم
مست مِی شویم هر دو...
و از بوسه هایمان
خُمِ شراب شویم هردو...
#سپیده_ش
#شعر_من_سپید
#انگور
#طبیعت
دیدگاه ها (۴۴)

#بدون_شرح

جان بفشانم ز شوقدر ره باد صباگربرساند به ما ،صبح دمی بوی دوس...

#پاییزقصه های سبز استکه بعد از تمام شدنشاندانه دانه از درخت ...

می گفت داد بزن تا این غم توی چشمات برهمی گفت رو سر من داد بز...

.میشود یک شب تو ساقی باشی و من مست تو؟محو چشمان تو باشم ، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط