{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم

👤 حافظ
دیدگاه ها (۱)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

shohre_share دویدم در مسیری کوره راهی چو دیدم پرتویِ نورِ ا...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط