{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخستین سفرم بازآمدن بود از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و

نخستین سفرم بازآمدن بود از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و خار،
بی‌آن‌که با نخستین قدم‌های ناآزموده‌ی نوپاییِ خویش به راهی دور رفته باشم.
نخستین سفرم
بازآمدن بود.
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

#تلنگرگاهی فکر می‌کنیم امام زمان(عج) از ما دور است...اما شای...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p40دروازه‌های قلعه با صدای سنگینی پشت سرش...

نردبان می‌خواست یا اندیشه ی دینار داشتنفعِ خود را دید تنها، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط