{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی

تو پر از حرمت بارانی و آرامش برف
حتم دارم که تو از پیش خدا می آیی

مثل اشعار اهورایی باران پاکی
و به اندازه ی لبخند خدا زیبایی

خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیبا تر از آن رویایی

من به اندازه ی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی

ماه از دوری خورشید شده ماه تمام
گاه اسباب کمال است غم تنهایی

ابر میگرید و میگرید و هی میگرید
تا تو ای غنچه به لبخند لبی بگشایی

عاشقی را چه نیازست به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی!
دیدگاه ها (۲)

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با دوچشمان قشنگت عشقبازی میکنم با نت چشمان مستت نغمه سازی می...

هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری استولی چندی است از باران ب...

این اولین بهانه ی تکراری من استعشقت دلیل و حاصل بیداری من اس...

شاید...مادربزرگ با مهربانی رو به نوه اشکه چشمانی به رنگ جنگل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط