{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part.31.

part.31.
-..هیچی..
سه هو آمد نشست کنارم با سه جو
سه جو.. خرا خندیدین..
+..هیچی بابا..
نامجون.. راستش ما اینجاییم چون مدیر هتل انداختمون بیرون گفت از هیتراست..
+..پس کجا میمونین‌‌..
تهیونگ.. آمدیم از شما بپرسیم که جایی آشنا دارین..
سه جو.. تهیونگ چرا به من نگفتی..
تهیونگ.. می خواستم به بقیه هم بگم..
سه هو..اکی هارا ولش کنین سه جو یک لحظه بیا کارت دارم..
پاشدم رفتن چیزی نگذشت که اومدن
شوگا .. چیزی شده..
سه هو ‌‌.. فک کنم جا پیدا کردیم فقط اجازه ی یک نفر مونده..
تهیونگ..کی ..
سه جو.. جی یون..
+..من؟؟ ..
سه جو ‌رفت تو گوشش یه چیزی گفت جی یون یه چیزی گفت همه به اونا نگاه میکردن
سه جو.. اکی شد ما میرسونیمتون..
جین..پولش چیی..
+..بریم بهتون میگم ..
سوار ون شدیم و پشت ون جی یونشون می رفتیم اونا وایستادن ماهم ایستادیم همه از ماشین پیاده شدیم اونا هم پیاده شدن جلومن وایستادن
+.. دنبالمون بیاین..
نامجون.. باهامون میاین ؟؟؟..
+..تا دم در..
رفتیم دنبالشون درو باز کردن یه خونه ی بزرگ بود (عکسا رو میزارم)
سه جو..بفرمایید..
اومدیم تو نشستیم روی کاناپه
جین..حتما خیلی گرونه ..
سه هو.. مال جی یونه..
_..جی یون اون از ویلا اینم از اینجا خیلی خوشگلن..
سه جو.. صب کن جونگ کوک تو از کجا ویلا دیدی..
+..نیازهای بگم به تو ربطی نداره یا خودت می فهمی..
سه جو..خیلی خشنی..
نامجون.. پس ازیت میشین اینجا بمونیم که ما..
سه هو..نه بابا چه ازیتی خودمون گفتیم بیاین بعدم اینجا پنج تا اتاق داره ما هم که ۱۰ نفریم و تختا هم دونفره است جامیشیم مواد غذایی هم که داریم ..
+..راست میگه..
جین .. جدی مشکلی ندارین..
جیهوپ.. یاد بگیرین خواهرمو ببینین چه مهربونه..
_..انقدر راهت در باره ی زن تصمیم نگیر. خب؟..
سه هو.. زنت از کی تا خالا انقدر..
اومد بگه که جی یون دادا زد
+..به تو ربطی نداره ..
اروم ادامه داد.
+..کار نامه ی خودتونه از اینی که هست سنگین تر نکن..
هر هفتامون داشتیم بهشون نگاه می کر دیم با تعجب
*دختره خر میخواست به جونگ کوک فش بده
سه جو.. پس دعوا کردین..
سه هو..نه این دعوا نیست..
سه جو.. اگه نیست پس چیه..
+..تو بحث در نظر بگیرش..
سه جو.. پس با هم به توافق رسیدید که دعوا نباشه مگه نه..
+..میشه بحثو عوض کنیم..
نامجون..اره شوگا و جین غذارو درست می‌کنند..
شوگل.. مشکلی نیست..
سه هو.. چرا اون دوتا ها..
نامجون.. شوگا و جین و جونگ کوک بهترین اشپزا مونن جونگ کوک تازه برامون غذا درست کرده نوبت جین و شوگاست..
سه هو..اوکی باحاله منم کمکتون می کنم..
وا چقدر بدبختو سوال پیچ کرد
سه جو..پس منو جی یونو جونگ کوکو تهیونگ و جیهوپ و هر کسی باهامون بیاد بریم بار این اطراف خیلی باحاله‌‌..

+..من نمیام ولی جونگ کوکو میگه تونی ببیری..
تهیوگ.. نمی ترسیدیم بدزدند ازت..
_..منو؟ تو قلب من فقط جی یون هست و اگه بگه نرم نمیام..
+..منم بهش اعتماد دارم دوست دارم بره خوش بگذرونه ولی با پسرا .اوکییی؟؟ جیهوپم هست که وقتی مست شدین بیای خونه..
_ .. ایده ی بدی نیست ..
تهیونگ..اینجوری خوبه ..
جیهوپ.. نونا نگران نباش عین چشام ازش مراقبت می کنم..
سه جو .. ما میریم حاظر شیم شماهم تو خونه خوش بگذرانید..
اولین بار بود که میخواستم باهاشون برم ولی دلم بهم اجازه نمی داد دکتر گفته بود نباید همچین جا هایی برم.
لباس پوشیدن جونگ کوک به خاطر من لباس تحریک کننده نپوشید و خیلی معمولی لباس پوشیده.
دیدگاه ها (۰)

عکس ها۱.اشپز خانه۲.بالکن که تو اتاق جی یون و جونگ کوک بود۳.ا...

part.32.(عکس لباس های جونگ کوک )تو اتاق بودیم _ .. کار نداری...

part.30.سه هو..باشه بابا اشتباه شد..امروز پارتی بود نشستم کن...

part.29.داشتم کار میکردم که دلم آنقدر درد گرفت افتادم دیگه چ...

شبنم کوچولو: 8

سناریو : وقتی بابات و ددی صدا میزنی ولی اونا جواب میدن :نامج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط