زندگی من

زندگی من...
پارت¹⁵
و دوتا پلیس اونجا بودن من و گانسو هم ترتیبشونو دادیم و سریع حرکت کردیم و همه ی پولارو برداشتیم ک یکی وارد شد اون جئون بود و گفت..
کوک: بح بح تازه وارد داریم رد کن بیاد پولارو
+:نمیتونی ب همین راحتی بگیری
و دستور دادم حمله کنن و افراد جئون رو کشتن و ماهم سریع حرکت کردیم و رفتیم عمارت مون
_: خانم می چا بفرمایید ماموریت ب خوبی انجام شد و لی اون جئون لعنتی اومد ولی شکست خورد
می چا: کارتون خوب بود
+_:ممنون لیدی
و تلوزیون رو روشن کردم رف رو اخبار و گفت. ..
اخبار: گروه وحشت شب از بانک مرکزی سرقت انجام دادن و باند شب سیاه را شکست دادن و پلیس ب دنبال آنها هستند و سوال اینجاس که رئیس آنها کیست ؟
و حوصلم پوکید خاموش کردم
می چا: بچه ها فک کنم داریم معروف میشیم و جئون هم از این قضیه با خبره و تا یه هفته دیگه شایدم زودتر حسابی معروف میشیم و بعد نوبت جئون هس
+عالیه می چا بعدش می چا!
می چا: بل چیشده؟
+میدونستی که.....
دیدگاه ها (۴)

نصفه شبی حوصلم ب گا رفته 4 درصد هم دارم اخه این زندگیه؟ هعیی...

کدوم بیشعوریه؟ 🗿💔💔💔

زندگی من... پارت¹⁴فردا صبح *بلند شدم و با جانگهو و گانسو صحب...

ادمین تون میخاد فیک رو عاپ کنه براتون 🗿❤البته دوتا پارت( دیگ...

شاگرد انتقالی پارت ۶۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط