{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی من...

زندگی من...
پارت¹⁴
فردا صبح *
بلند شدم و با جانگهو و گانسو صحبت میکردیم و صبحانه میخوردیم و نقشه میکشیدیم
کوک ویو#
دوروز می چا نیس و واقعا نگرانشم
خاک تو سر این بادیگاردا به تیر تو سرشون خالی کردم باید پیداش کنم
پایان کوک ویو
می چا: ببینید من از این ب بعد ریئس مافیاتون میشم اوک؟
+پس اسم باندمون چی باشه لیدی؟
می چا: نمیدونم.... وحشت شب چطوره؟
_عالیه لیدی می چا
می چا: کسیم نباید بفهمه اسم من چیه و حتی شما
+_اوکیه
می چا: باید چند تا سرقت انجام بدیم و حسابی معروف شیم و بعدش انتقام بگیرم
+عالیه نقشت الان شروع کنیم ریئس؟
می چا : ن نصفه شب بهتون میگم برید استراحت کنید ک شب کار داریم
+_چشم
نصفه شب*
می چا: همه سر جاشونن جانگهو؟
+: بله لیدی
می چا: خوب امشب ب بانک مرکزی حمله میکنید و من یواشکی ب اون عمارت لعنتی سرک کشیدم و کوک هم اونجا میره ما باید قبل اون بدستش بیاریم و چند تا نکته!
1_حواستون ب پلیس باشه و کوک
اسلحه همراه خودتون باشه 2_
_چشم لیدی
می چا: خوب برید ببینم چی کار میکنید
و اونا رفتن
جانگهو ویو#
از دختره واقعا خوشم اومد و برای انتقام بهش کمک میکردم و بالاخره رسیدیم که...
دیدگاه ها (۰)

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

Part:۲۰

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

part 5🦋فیک:پرنسس کوچولو پادشاه شب👑🌌_________________________...

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳ـــــویو یکم بعدگوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع می‌ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط