{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}






هر سالی که می‌گذرد
تکه ای از ما در آن سال جا می‌ماند
تو را نمی‌دانم
اما من در سالی که گذشت
مثل تکه های یک پازل به هم ریختم
و در این واپسین لحظات
هر چه جستجو می‌کنم
نمی‌دانم کدام تکه ام در کدام لحظه جا مانده!
که اینگونه سردرگم و دلتنگ به سر می‌برم


#علی_سلطانی 🍃
دیدگاه ها (۱)

️تویِ تاریکیِ اتاق دراز بکشهندزفری بذار تویِ گوشت و به یک مو...

️آرامشی نیست پـشتِ هـیاهویِ نبودنش!اما تو برقص، برقص، برقصبا...

عادت کن بچیزی عادت نکنیعادت کن:کسی نگرانت نشهعادت کن:کسی سرا...

به معجزه خدا اعتقاد داشته باشید

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز شب همه در اتاق نشیمن جمع شد...

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز سناریو وقتی.....»شب همه در ...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط