{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کوچک بودم

وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدم ها چقدر بزرگند
و ترس برم میداشت؛
بزرگتر که شدم
دیدم بعضی آدم ها چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم...

👤 آلفرد هیچکاک
دیدگاه ها (۲)

درون ماز" تو " یک‌دمنمی شود خالی ...#سعدی

رفاقت باید چیزی شبیه به همین باشد. اینکه من بخندم، اما نگران...

هیچوقت، هیچکسبه اندازه‌ی من دوستت نخواهد داشت! این تو، این ت...

روزم را کهبا بودنت نساختی؛لااقل،شبم را با شب بخیری،بوسه ای،د...

وقتی کوچک بودمفکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌دا...

وقتی خودم را به‌قدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چ...

لبِ پنجره نشسته بودم و به خیابون خیره شده بودم؛ آدم‌ها میرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط