{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیوت و خجالت زده سرشو پایین انداخت و با انگشتای پاش خطای

کیوت و خجالت زده سرشو پایین انداخت و با انگشتای پاش خطای نامفهومی روی سرامیک های اشپزخونه می کشید گفت « ببخشید جینی، عمدی نبود، میخواستم کلوچه برای صبح کریسمس درست کنم تا سوپرایز شی ولی حواسم به کتاب پرت شد و نتیجه اش شد اینا * اشاره به تیکه ذغال های روی سینی فر.... جین لبخندی زد و لپ بچه ی مقابلشو کشید « اشکال نداره جوجه خروس، میدونی که بیشتر از کلوچه کریسمس عاشق توعم، الانم ناراحت نباش، خودمون اینجا رو جمع میکنیم و باهم شیرینی صبح کریسمس رو درست میکنیم، قبول؟ دخترک ذوقی کرد، درسته که یه شکست تمام عیار درباره موضوع شیرینی داشت اما این باعث شده بود بتونه با جین وقت بگذرونه و اون بیشتر از هر چیزی عاشق این بود !.....
شیرینی های تازه روی میز چیده شده بودن، درخت کریسمس گوشه خونه در حالی که توسط اونا تزیین شده بود خود نمایی میکرد و خونه با ریسه های سبز و قرمز پر شده بود، اونا علاوه بر اینکه با هم وقت گذرونده بودن تونستن تعطیلات شون رو هم به خوبی شروع کنن! و حالا جفتشون از خستگیه همه ی این کار ها لباس خواب تک شاخ ست کاپلی رو پوشیده بودن و روی تخت رفتن
دا بین « سوکجینا، ما موفق شدیممم، کریسمس رو اوردیم تو خونه!!! جین مثل همیشه محکم دا بین رو بغل کرد و پیشونیشو بوسید « اره ولی شک ندارم سر صبح قراره شاهد سه تفنگدار اعظم باشیم دا بین خنده ای کرد و خودشو بیشتر تو بغل جین جا داد « اشکال نداره، مهمونای سال نو ما میشن
دیدگاه ها (۳)

P:5 روستایی ها با اتمام حرفای لنا نگاهی به کوک انداختن، لنا ...

وقتی خیلی خیلی عاشقته:>>>❄🍯🎀درخواستی^^خیلی خسته بود! چند وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط