{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۶
ویو ات
فقط داشتیم بهم نگا میکردیم که یهو جیغ کشیدم
کوک: حیوون چته
ات: من چرا اینجام
کوک: اتاقت خیلی سرده و نیاز به تعمیر داره پس تا وقتی که اتاقت درست میشه تو پبش من میمونی
ات: ممنون (تعظیم)
ویو ات
واییییییییی چه خوشگل بوددددددد از نزدیک کاش میشد همیشه تو بغلش باشم راستش دلیل جیغ زدنم نمیدونم چی بود رفتم پایین اجوما: صبح بخیر
ات: صبح بخیر
اجوما: ات تو میتونی صبحونه درست کنی من برم کارای اتاقت رو بکنم
ات: البته و اینکه اجوما ازتون خیلییی ممنونم که دارید این کارارو برای من میکنید
اجوما: خواهش میکنم عزیزم کاری نمیکنم که
اجوما رفت و منم شروع کردم صبحونه درست کردن چند مین بعد ارباب اومد پایین جلوی میز نشست و داشت کتاب میخوند رفتم صبحونه رو گذاشتم جلوشون و تعظیم کردم و رفتم توی اشپزخونه نوتلا و نون تست یکم خوردم تا سرحال بیام واییییی یادم رفت قهوه رو برای ارباب ببرم قهوه رو برداشتم و بردم گذاشتم جلوی ارباب و تعظیم کردم که ارباب گفت
کوک: ظهر میریم بیرون
ات: میریممم؟؟؟
کوک: اره منو تو جای تعجب داره
ات: ولی اخه چرا
کوک چون من میگم ..... امروز مهمونی دعوتم و همه با دوست دختراشون میان و تو باید نقش دوست دخترم رو بازی کنی
ات: ول...
کوک: ولی و اما نداریم فهمیدی
ات: بله ارباب
ویو ات وایییییی من خیلیییی از ارباب خوشم میاد ولی نمیدونم اونم ارم خوشش میاد یا نه
ویو ظهر
ات: ارباب من لباس برای بیرون ندارم
کوک: اخه الان میگیییی (عربده)
ات: ب.ب.ببخشید
کوک: هوففف باشه وایسا برم لباس هانول رو برات بیارم
رفتم شلوارک تا زیر زانو ابی پر رنگ برداشتم و با یه تیشرت صورتی برداشتم و دادم به ات و پوشید خیلی قشنگ و گوگولی شده بود میخواستم بگیرمش و لپاشو گاز بگیرم رفتیم و به ات گفتم بره بین لباس های مجلسی یکیو انتخواب کنه که چشمم افتاد به چنتا شلوارک و نیم تنه رفتم و خریدم و چنتا لباس بیرونی و خونگی براش خریدم ات یه لباس صورتی انتخواب کرده بود خیلی گوگولی شده بود حساب کردیمو اومدیم بیرو
ویو شب
دیدگاه ها (۰)

بارت ۱۶اجوما: ات حالش خوبه چیزی شدهکوک: نه چیزی نشده اجوما: ...

پارت ۱۵

پارت ۱۳ویو اجوما فقط یک روزه که ات اومده ولی احساس میکنم ات ...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط