{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نمی خواهی

تو نمی خواهی

تو ترسیده ای

از فقر

تو نمی خواهی

قدم در خیابان بگذاری با کفش های کهنه

و به خانه بازگردی با همان پیراهن.

محبوب من

ما آن گونه که ثروتمندان می گویند

نگون بختی را دوست نداریم.

ما آن را

چون دندانی پوسیده

که تا به امروز زخم بر قلب انسان زده

می کَنیم و بیرون می افکنیم.

اما نمی خواهم وحشت کنی.

اگر به خاطر من فقر به کلبه ی تو بیاید

اگر فقر کفش بلورین تو را با خود ببرد

بگذار همه چیز را با خود ببرد

اما خنده ات را نه که نان زندگانی است

اگر نمی توانی اجاره را بپردازی

با قلبی پرغرور به دنبال کار برو

وبه یاد داشته باش عشق من که من با توام

ما با همدیگر بزرگ ترین ثروتی هستیم

که بر روی زمین انباشته است.



پابلو نرودا
دیدگاه ها (۱)

به آرامی آغاز به مردن می‌کنیاگر سفر نکنی،اگر کتابی نخوانی،اگ...

طوووووووووووووووووووووووووووووووووومثل بارانپاکی وطاهرتو را ...

السلام العلیکم یا مولانا یا بقیه الله فی الارض عرض ادب .

کشته شدن دومین روزنامه‌نگار سعودی زیر شکنجه."زندانیان عقیدتی...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

برخیز با من هیچ کس بیشتر از من نمی خواهد سر به بالشی بگذارد ...

خدایا کفر نمی ‌گویم،پریشانم،چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!مرا بی ...

خدایا کفر نمی‌گویم،پریشانم،#چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!مرا بی ...

در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد مثل پنیر پیتزا کش بیا...

.:در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد مثل پنیر پیتزا کش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط