دختر جان، پسر جان وسط دلبری کردن‌هات یه لحظه مکث کن، مکث

دختر جان، پسر جان وسط دلبری کردن‌هات یه لحظه مکث کن، مکث کن و از خودت بپرس راست راستی میخوام عاشقم بشه؟ واقعا میخوام بهم دل ببنده؟ می ارزم با یادم رویا ببافه؟ میتونم معشوق خوبی باشم؟
یا فقط دارم دلبری میکنم که یکی به کلکسیون سینه‌چاکها اضافه کنم؟ یا فقط میخوام خدایگان "دل بردن و جاخالی دادن" باشم؟ یا فقط میخوام هیچ حریفی رو خاک نشده باقی نذارم؟
به بقیه رحم کن دختر جان، به بقیه فکر کن پسر جان! بعضیا معصومانه تو رو و "دوستت دارمِ" تو رو باور میکنن...
انقدر با لقب "عوضیِ دوست داشتنی" حال نکن، خاطره تلخ یکی و نفرت ماندگار دیگری نشو...
معشوق بودن مسئولیت میاره.
قراره بخشی از تاریخچه زندگی کسی بشی... قراره خنده به لبش بیاری، قراره به خاطرت یه چشمش اشک بشه و یه چشمش خون...
نگو چشمش کور... وسط دلبری کردن‌هات یه کم مکث کن!
دیدگاه ها (۴۴)

گایز میخوام از الان یه چیزی رو اعلام کنم خب من امسال از ششم ...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

قلدر منپارت 2صبح روز بعد، ایزابلا با همون بی‌حوصلگی همیشگی، ...

پارت پنجم _ دنیای عجیب

مقدمه

پارت ۴۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط