#خِیلی_قَشَنگه..

#خِیلی_قَشَنگه..
امروز40 روز شد که شیرین خانوم فوت شده،همه میگن دیگه کم کم وقتشه که برای احمد آقآ زن بگیرن تا سروسامون بگیره،میگن بلخره هر خونه ای یه زن میخوآد،امّآ احمد آقا زیرِ بآر نمیره که نمیره...
امروز سالِ شیرین خآنوم بود...همه میگفتن احمد آقا دیگه خسته شده،کم کم بآید یه زن بیاره تو خونه،خونه بی زن که خونه نیست:)
ولی احمد آقآ هنوز که هنوزه هر پنجشنبه میره سرِ خآکِ شیرین خآنوم و همچنآن زیرِ بآر نمیره!
امروز چهار سآل از مرگِ شیرین خآنوم میگذره و همه میگن احمد آقا امسآل دیگه حتما جایِ شیرین خآنوم و پُر میکنه و احمد آقا هنوز مُصّر به زن نگرفتنه:))
امروز هشت سآل از مرگِ شیرین خآنوم میگذره،بچه هآشون عروس و دآمآد شدن و احمد آقا هنوز جآیِ شیرین خآنوم و پر نکرده:))
امروز احمد آقا هم مُرد:)
بینِ وسایلش دفترچه یآدداشتش پیدآ شد اول دفتر متنی نوشته بود بآ این مضمون:
"شیرینِ من!
زندگیِ بعد از تو زندگی نشد که نشد:))
همه میگویند جآیِ خآلیَت رآ بآ زَنی دیگر پُر کنم،امّا آخر جآنِ من؛)
تمآمِ من!
مگر جآیِ خآلی تو سورآخِ دیوآر است که با مُشتی گِل پُر شود؟!
اینهآ نمیفهمند:)))
عآشقِ شمآ،احمد!"
دیدگاه ها (۹)

My Boy❄

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 030"""""""""""""""""""""""""""""""...

انتقام یا عشق

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

فیک تهیونگ

I fell for my doctor- part 12

کپشننننن😈💃🤣عروسک من😈🔞پارت هشتاد و نهنفس نفس میزد و لب برچید ...

My lovely neighbor part : 87

جدایی

p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط