{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی

وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقه می زدن و
شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن
وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛ آروم تو گوشم گفتی:
«مواظب وقار و متانت ات باش عزیزم »
)اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد
با لبخند گفتی«موهات بیرونه ها خانومی!»
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم.
شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال…
وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق
می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که:
«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه »
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
دیدگاه ها (۲)

عجب کیفی داره شبیه خانوم فاطمه لباس بپوشی....گفت: اگه گفتی چ...

نام:علیلقب:هادی عنام پدر:امام محمدتقی عنام مادر:سمانهتاریخ ت...

هر بار که برای خرید می رفت,کلی تخفیف می گرفت.می گفتː<تو خرید...

السلام علیکم یا امام بزرگوار...ای شکافنده علم ها...ای داننده...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_10···دو هفته گذشت..ا/ت دیگه تقریباً ...

هعیییی کجا رفتی رفیق عزیزم Pیادته باهم دیگه می‌رفتیم بیرون ؟...

جونگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط