بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول عيد سعید قربان، مبارک باد :
قربانی، همانگونه که از نامش پیداست، برای تقرب یافتن می باشد.امروز، چیزی برای خدا به قربانگاه بیاورودرراه او قربانی کن تا مقربتر گردی.
اگر برای رضایت معبودِ محبوب، ده دقیقه برای تفکر، تعقل، تلاوت آیاتی از قرآن مجید، نماز یا صلۀ ارحام زمان بگذاری، در واقع ده دقیقه از عمر شریف را در راه خدا قربانی نمودهای و او میپذیرد و اجر میدهد.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ - و بخوان بر آنها به حقیقت حکایت دو پسر آدم قابیل و هابیل را، که چون تقرب به قربانی جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. قابیل به برادرش هابیل گفت: البته تو را خواهم کشت. هابیل گفت: بیتردید خدا قربانی را از متقیان خواهد پذیرفت.(سوره مائده آیه 27)
از استمرار سنّت قربانی در میان تمامی ادیان و امم، دو درس و حکمت آموختم :
1- در طول زندگی، هر لحظه در حال قربانی نمودن محبوب های کوچکتر، در راه محبوبهای بزرگتر هستی و در مجموع زندگی خود را قربانی اهدافت مینمایی!
2 - نفس حیوانی تو و محبوب هایش، همان قوچی است که اگر آن را در راه خدا قربانی کنی، عاقل و مؤمن میگردی و به رشد، کمال و سعادت ابدی در مقامات قرب الهی میرسی.
شرح بیشتر :
خداوند متعال به هابیل و قابیل امر نمود تا برای من قربانی بیاورید و قرار شد هر کدام چیزی بیاورند و برای خدا بسوزانند. هابیل با خود گفت: قربانی برای خداست، پس بهترینها و دوست داشتنی هایش را آورد و به آتش کشید - قابیل با خود گفت: حال که قرار است بسوزانم، به درد نخورها را به آتش میکشم! قربانی هابیل مقبول افتاد، اما قابیل به جای آن که درس و عبرت بگیرد، آتش نفسش بیشتر شعله کشید، حسادت نمود و برادرش هابیل را به قتل رساند!
قصۀ اولین، تا آخرین ادامه دارد؛ چنین نیست که خداوند سبحان، ایمان، اخلاص و محبّت هابیل و قابیل را با فرمان قربانی امتحان نموده باشد و دیگران را از آن معاف دارد!
آدمی، محبوبهایی دارد و در هر لحظه، محبوب های کوچکتر دلش را در راه محبوبهای بزرگتر قربانی می کند!(ادامه دارد...)
قسمت اول عيد سعید قربان، مبارک باد :
قربانی، همانگونه که از نامش پیداست، برای تقرب یافتن می باشد.امروز، چیزی برای خدا به قربانگاه بیاورودرراه او قربانی کن تا مقربتر گردی.
اگر برای رضایت معبودِ محبوب، ده دقیقه برای تفکر، تعقل، تلاوت آیاتی از قرآن مجید، نماز یا صلۀ ارحام زمان بگذاری، در واقع ده دقیقه از عمر شریف را در راه خدا قربانی نمودهای و او میپذیرد و اجر میدهد.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ - و بخوان بر آنها به حقیقت حکایت دو پسر آدم قابیل و هابیل را، که چون تقرب به قربانی جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. قابیل به برادرش هابیل گفت: البته تو را خواهم کشت. هابیل گفت: بیتردید خدا قربانی را از متقیان خواهد پذیرفت.(سوره مائده آیه 27)
از استمرار سنّت قربانی در میان تمامی ادیان و امم، دو درس و حکمت آموختم :
1- در طول زندگی، هر لحظه در حال قربانی نمودن محبوب های کوچکتر، در راه محبوبهای بزرگتر هستی و در مجموع زندگی خود را قربانی اهدافت مینمایی!
2 - نفس حیوانی تو و محبوب هایش، همان قوچی است که اگر آن را در راه خدا قربانی کنی، عاقل و مؤمن میگردی و به رشد، کمال و سعادت ابدی در مقامات قرب الهی میرسی.
شرح بیشتر :
خداوند متعال به هابیل و قابیل امر نمود تا برای من قربانی بیاورید و قرار شد هر کدام چیزی بیاورند و برای خدا بسوزانند. هابیل با خود گفت: قربانی برای خداست، پس بهترینها و دوست داشتنی هایش را آورد و به آتش کشید - قابیل با خود گفت: حال که قرار است بسوزانم، به درد نخورها را به آتش میکشم! قربانی هابیل مقبول افتاد، اما قابیل به جای آن که درس و عبرت بگیرد، آتش نفسش بیشتر شعله کشید، حسادت نمود و برادرش هابیل را به قتل رساند!
قصۀ اولین، تا آخرین ادامه دارد؛ چنین نیست که خداوند سبحان، ایمان، اخلاص و محبّت هابیل و قابیل را با فرمان قربانی امتحان نموده باشد و دیگران را از آن معاف دارد!
آدمی، محبوبهایی دارد و در هر لحظه، محبوب های کوچکتر دلش را در راه محبوبهای بزرگتر قربانی می کند!(ادامه دارد...)
- ۵۰
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط