{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما یکدگر رابا نفسهامان آلوده می‌سازیم

ما یکدگر رابا نفسهامان آلوده می‌سازیم
آلودهٔ تقوای‌خوشبختی،ما از صدای باد می‌ترسیم
ما از نفوذ سایه‌های‌شک در باغهای بوسه‌هامان رنگ می‌بازیم ما در تمام میهمانی‌های قصرِنور از وحشت آوار می‌لرزیم
دیدگاه ها (۲)

می خواهمش در این شب تنهایی با دیدگان گمشده در دیداربا درد ، ...

در سینه‌ی هر سنگ‌ دلی در تپش است از این همه دل، چه سود اگر ع...

تقدیم به همه دوستای خوب ومهربونم❤ ❤ ❤

آباد بر آن شب که شبِ وصلتِ ما بودزیرا که نه شب بود که تاریخ ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۵: زمزمه‌هایِ سنگ و خونبه محضِ ورود ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط