{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*شیرین*

*شیرین*
.......
متعجب به دخترا نگاه کردم وگفتم : اما یکی کافی بود
پریوش : شیرین جان تو که نمی تونی تموم وقتت رو صرف بچه کنی
- ولی من نمی تونم ا بچه ها جدا بشم
پریوش : مگه قراره جدا بشی عزیزم فقط اینجوری وقت بیشتری برای خودت داری حرفهای دکترت که یادت نرفته
با پریوش رفته بودیم دکتر تغذیه خودمم باورم نمی شد انقدر دچار کمبود ویتامین شده باشم نمی دونستم رو بچه ها هم تعصیر داره حالا حق می دادم به پریوش
- هر چی درسته رو انجام بدید
پریوش دخترا رو برد بالا منم پشت سرشون رفتم پریوش داشت باهاشون حرف می زد برگشتم رفتم تو اتاق بردیا رو تخت نشستم بالششو برداشتم ولی با دیدن کاغذی که زیر بالش بود متعجب شدم وبا کنجکاوی کاغذ باز کردم انگار نامه بود

*برای شیرین*
می دونم وقتی این نامه رو می خونی من نیستم .
روزی که فرزام گفت باهم بریم نمیشگاه دوست مریم موافقت کردم وبا هم اومدیم نمایشگاه تابلو آخریت من بدجور برده بود تو فکر چشای سیاه مردی که به چشای من شباهت داشت وقتی برگشتم ودیدمت همش تو این فکر بودم چقدر چهرت برام آشناست بعد تابلویی که هفت سال پیش کشیدم یادم اومد یه مرد عکست رو داده بود بکشم تموم هنرم روروی تابلوی چهره ای تو به کار بردم انقدر از تابلو خوشم اومده بود که به صحابش ندادم امروز فردا کردم صاحبشم دیگه نیومد سراغش بیشتر وقت ها مخصوصا وقتی می خواستم بخوابم چشای عسلیت میومد جلو چشام گاهی هم مثله دیونه ها می نشستم تابلو دو نگاه می کردم تابلو رو زدم به اتاقم درست رو به روی تختم وقتی اون روز خود واقعیت دیدم باورم نمی شد وتابلوی چشمهای سیاه بدجور منو برده بود تو فکر می دونستم مطمئن بودم یکی تو زندگیته تابلو رو از تو اتاقم برداشتم به مامانم همه چیز رو گفتم سرنوشت ما رو گذاشت سر راه هم فهمیدم به یکی علاقه داشتی از من بدت میومد ننمی دونم چرا
دیدگاه ها (۲)

ادامه....نمی تونستم باور کنم تو مال من شدی انقدر همه چیز زود...

*نفس*......... یه دور خوردم وخودمو نگاه کردم وگفتم : چطورشدم...

*امیر*.....کارای ترخیص شیرین انجام داد واز بیمارستان اومدم ب...

*شیرین*........چشام باز کردم تموم تنم کوفته بود ودرد می کرد ...

آپدیت توییتر اسکیز با چانیی اوپاا 🐺✨ ( گاهی به این فکر میکنم...

بچه ها سلامی دوباره می‌دونم ی چند وقت بود که فعالیت نمی‌کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط