{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی دست تو در دست من وقت سفر

عشق یعنی دست تو در دست من وقت سفر
لذت بوییدن عطر تو در کوه کمر

عشق یعنی موی افشان کرده ام در دست باد
یک سفارش از لبت با طعم شیرین شکر

عشق یعنی خواندن تصنیف های سنتی
دی بلال و شد خزان،گلپونه ها،مرغ سحر

عشق یعنی چشم تو،حال دلم،کار قلم
رقص این گل واژه ها بر روی لبهای بشر

عشق یعنی جای تو آنجا و من دور از توام
این غزل را مینویسم وصف تو با چشم تر
دیدگاه ها (۱)

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

ﺷﺪﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺷﻔﺎﯾﻢ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﯾﺎﻧﻪ؟ﺩﻟﯽ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ...

همنفس با سنگ ساحل، ماجراها دیده امموج در موج، خروش خشم دریا ...

بی تو یک شاخه گل پرپر به گلدان میشومبد تر از این گرد وخاک کن...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

My professor Chapter:2Part:29به محض اینکه در اسانسور بسته شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط