{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را،نمیخواهم که مادر سختیه جان کندنم بیند ولی ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو پرسید فلانی کو بگو درسنگرناکامی وحسرت بسی جان داد ولی تالحظه آخرچنین گفت:امیدمن رفیق من....
دیدگاه ها (۱)

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پد...

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پد...

ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو پرسید فلانی کو؟بگو در...

وصیت نامه ی عاشق.....در آن ساعت ک میگردد نفس در سینه ام خامو...

وقـتـی مـردم ب شـهـر دوسـت خـاکـم بـسـپـاریـد.ب جـای سـنـگ ق...

◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼تسلیت به مناسبت شهادت بی بی رقیه خاتون سلام الل...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: تولدت مبار...

مانیفستِ صاعقه | ترازِ کلام: بهرام محمدی۱. «حکومتِ بی‌عدالت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط