{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را،نمیخواهم که مادر سختیه جان کندنم بیند ولی ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو پرسید فلانی کو بگو درسنگرناکامی وحسرت بسی جان داد ولی تالحظه آخرچنین گفت:امیدمن رفیق من
دیدگاه ها (۱)

ﺧـﻮﺍﺑَــــﻢ ﻧِمـــــے ﺑَــﺮَﺩ... ﺑِــــﻪ ﻫَﻤـﻪ ﭼﯿــــ...

!چقـــدر کم توقع شده ام ….نه آغوشت را می خواهـــم ،نه یک بوس...

:'(

:-(

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پد...

وصیتنامه من:درآن هنگام که میگرددنفس درسینه خاموش،نمیخواهم پد...

ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد ز تو پرسید فلانی کو؟بگو در...

وصیت نامه ی عاشق.....در آن ساعت ک میگردد نفس در سینه ام خامو...

وقـتـی مـردم ب شـهـر دوسـت خـاکـم بـسـپـاریـد.ب جـای سـنـگ ق...

◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼تسلیت به مناسبت شهادت بی بی رقیه خاتون سلام الل...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط