{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می گفتی وفادارم، محبت را خریدارم،

تو می گفتی وفادارم، محبت را خریدارم،

ولی دیدم نبودی!


تو گفتی آن حبیبم من،

که بر دردت طبیبم من،

ولی دردم فُزودی!
دیدگاه ها (۲)

شب مهتاب بآرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد....

خاطرات عمر رفته بر نظرگاهم نشسته،بر سپهر لاجوردی آتش آهم نشس...

همچو فرهاد بود کوهکنی پیشه ما، کوهِ ما سینۀ ما، ناخنِ ما...

در لوحِ دلم عشقِ کسی خانه ندارد، کس جای در این کلبۀ ویرا...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

توچه در پیمانه کردی که مرا دیوانه کردی…به فسون چشم شهلا تو م...

زیر نویس اضاف شد.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط