{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی جونگ کوک

تکپارتی جونگ کوک
ا.ت _
جونگ کوک +
لیا *
سلام من ا.تم ۲۲ سالمه ۲ ساله با جونگ کوک ازدواج کردم
سلام منم جونگ کوکم ۲۵ سالمه
ویو ا.ت
چن وقتی بود که جونگ کوک رفتاراش عجیب شده بود
همش دیر میومد یا بعضی شبا نمیومد
تصمیم گرفتم تعقیبش کنم ببینم چیکار میکنه
ا.ت: سلاممممم
جونگ کوک: سلام *سرد*
ا.ت: یکم ناراحت شدم اما من عادت داشتم که بهم بی توجهی کنه
جونگ کوک رفت
سریع لباس پوشیدم
یه میکاپ لایت کردم و دنبالش رفتم
ویو ا.ت
دیدم رفت تو یه کوچه
دنبالش رفتم
با چیزی که دیدم سرجام خشکم زد
جونگ کوک داشت لیا رو می.ب.وسی.د
* عاههههه ددیییی
+ بیبی گرلمممم عاههه*ن.ا.ل.ه*
_ ای عوضی *عصبانی*
+ ببین ا.ت بهت توضیح میدم
_ الان توضیح دادی لازم به توضیح دوباره نیست
* ددی بیااا
_ با تو هم کار دارم *رو به لیا*
ا.ت با سمت خونه دوید
اصن برات مهم نبود که بمیری یا نه
رسیدی خونه
شروع کردی به جمع کردن وسایلت
+ صب کن ا.ت *داد*
_ عاههههه بیبی گرلممممم * ادای کوکو در آورد*
+ بس کن
_ کی به کی میگه بس کن
+ ا.ت اون منو مجبور کرد
_ هن ؟
خوبی ؟ عقلت سرجاشه ؟
+ اون گفت اگه باهات سرد نشم میکشتت
جونگ کوک ا.تو بغل کرد و ا.ت هم کوک و بخشید
دیدگاه ها (۰)

سلاممم

سناریو چند پارتي جونگکوک

Jimin

Seven

مثلث عشق۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط