بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نکتهای در باب روح و نفس :
روح را نباید با نفس اشتباه گرفت. بسیاری این دو واژه را مترادف هم دانستهاند. حال آنکه اینطور به نظر نمیرسد.اینان دو کلمه اند که هر کدام بار معنوی خود را دارند.
روح و نفس با آنکه رابطهای تنگاتنگ دارند اما هر کدام دارای کیفیت وجودی خاص خودشاناند.
وقایع نفسانی روانی اند. مربوط به روان انساناند.
امر روحانی با وقایع پست روانی یکی نیست.
خطایی که متأسفانه برخی از روانشناسان مدرن مرتکب میشوند این است که هر امر روحی را با وقایع روانی توجیه می کنند.
حال آنکه روح و کیفیت وجودیاش امر دیگری است. آن امری مجرد و فراتر از نفس است.
آدمی در فرآیند حیاتش میتواند نفساش را ایجاد کندزیرا نفس را جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا دانستهاند اما روح را نمی توان به وجود آورد.
روح از امر باریتعالی است. از بالا افاضه میشود و اصالتاً رو به ذات هستیبخش دارد. حال آنکه نفس جوهری است حیات یافته از روح که بر اساس خواستن شکل میگیرد و رو به تجلیات بیرون دارد. از این منظر نفس همچون جانی است که واسطهٔ مابین روح و جسم قرار دارد.
بدن جنبندگیاش را از نفس میگیرد و نفس حیاتش را از روح. و روح از امر پروردگار است.
هم نفس و هم روح مراتبی دارند.
نفس دارای طبقات خود از نفس اماره…تا نفس مطمئنه است، و ارواح نیز برخوردار از صفوف خود هستند تا روح کل. نکته این است که سالک با سلوکش، باید نفس خود را تحت امر روح الهیاش در آورد همچنانکه خود روح از امر رب و تحت امر اوست.
و بدان که روح الهی همواره به پاکی می خواند و به یگانگی سوق می دهد. روح الهی کثرات را در نگاه سالک وحدت می بخشد. حال آنکه نفس تربیت نایافته آنها را بیش از پیش مجزا میکند و قیاس می کند و تفرقه میافکند.
ای دوست، مسائل روانشناسانه را نباید با امر روح اشتباه گرفت. عالَم روح با عالَم روان انسان و اتفاقاتش یکسان نیست. اینان هر کدام حکایت خود، کیفیت وجودی خود، و زبان خاص خود را دارند. و در عین حال در رابطه با یکدیگر مؤثرانه عمل می کنند.
نکتهای در باب روح و نفس :
روح را نباید با نفس اشتباه گرفت. بسیاری این دو واژه را مترادف هم دانستهاند. حال آنکه اینطور به نظر نمیرسد.اینان دو کلمه اند که هر کدام بار معنوی خود را دارند.
روح و نفس با آنکه رابطهای تنگاتنگ دارند اما هر کدام دارای کیفیت وجودی خاص خودشاناند.
وقایع نفسانی روانی اند. مربوط به روان انساناند.
امر روحانی با وقایع پست روانی یکی نیست.
خطایی که متأسفانه برخی از روانشناسان مدرن مرتکب میشوند این است که هر امر روحی را با وقایع روانی توجیه می کنند.
حال آنکه روح و کیفیت وجودیاش امر دیگری است. آن امری مجرد و فراتر از نفس است.
آدمی در فرآیند حیاتش میتواند نفساش را ایجاد کندزیرا نفس را جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا دانستهاند اما روح را نمی توان به وجود آورد.
روح از امر باریتعالی است. از بالا افاضه میشود و اصالتاً رو به ذات هستیبخش دارد. حال آنکه نفس جوهری است حیات یافته از روح که بر اساس خواستن شکل میگیرد و رو به تجلیات بیرون دارد. از این منظر نفس همچون جانی است که واسطهٔ مابین روح و جسم قرار دارد.
بدن جنبندگیاش را از نفس میگیرد و نفس حیاتش را از روح. و روح از امر پروردگار است.
هم نفس و هم روح مراتبی دارند.
نفس دارای طبقات خود از نفس اماره…تا نفس مطمئنه است، و ارواح نیز برخوردار از صفوف خود هستند تا روح کل. نکته این است که سالک با سلوکش، باید نفس خود را تحت امر روح الهیاش در آورد همچنانکه خود روح از امر رب و تحت امر اوست.
و بدان که روح الهی همواره به پاکی می خواند و به یگانگی سوق می دهد. روح الهی کثرات را در نگاه سالک وحدت می بخشد. حال آنکه نفس تربیت نایافته آنها را بیش از پیش مجزا میکند و قیاس می کند و تفرقه میافکند.
ای دوست، مسائل روانشناسانه را نباید با امر روح اشتباه گرفت. عالَم روح با عالَم روان انسان و اتفاقاتش یکسان نیست. اینان هر کدام حکایت خود، کیفیت وجودی خود، و زبان خاص خود را دارند. و در عین حال در رابطه با یکدیگر مؤثرانه عمل می کنند.
- ۳۱۲
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط