{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگه من عاشق دیوار بودم

اگه من عاشق دیوار بودم

اگه من عاشق دیوار بودم
ترک می‌خورد و یه پنجره میشد 
اگه غم چشام‌و آینه می‌دید
دلش درگیر این منظره میشد 

اگه تنهاییم‌و به شب می‌گفتم
همه شهرو برام بیدار می‌کرد 
اگه با کوه درددل می‌کردم
صدام‌و لااقل تکرار می‌کرد 

نشون میدی به من بی‌اعتنایی
تو رو می‌خوام ولی به چه بهایی!؟ 
شاید با مهربونی زیادم
خودم‌و اشتباه توضیح دادم! 

منم اون‌که میون شب تیره
نتونست هیچ‌کی نادیده‌م بگیره! 
همون‌که با نگاهش به تو فهموند
میشه مغرور بود اما نرنجوند! 

میرم جایی که گریه‌م بی‌صدا شه
فراموش کردنم آسون نباشه 
از این تقدیر می‌لرزه وجودم
من امتحانم‌و پس داده بودم 

مونا برزویی
دیدگاه ها (۳)

شب آخر سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی  نگفتم گفتنی‌ها ر...

از روی صندلی با تمام توانت پاشدی، هرچند که توان حرف زدن هم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط