آنگاه ک غرور کسی را خرد می کنی
آنگاه ک غرور کسی را خرد می کنی
آنگاه ک کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه ک شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه ک بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه ک حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه ک خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب-سپهری
آنگاه ک کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه ک شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه ک بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه ک حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه ک خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
سهراب-سپهری
- ۶۵۷
- ۰۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط