{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران..

باز باران..
بی ترانه..نخند!
مدت هاست که باران هایم ترانه ندارد..
من دلم برف می خواهد،
در یک شب تاریک
بی خاطره
بی دنیا
من باشم و برف
و یک چتر بسته..
من دلم برف می خواهد
سرمای سوزنده اش را
تا فراموش کنم آتشی را که جای بازوان تو مرا در آغوش کشیده..
من دلم برف می خواهد،
می فهمی؟..برف..


#Baran
دیدگاه ها (۱)

من از چشمات دل کندمبا اینکه زندگیم بودیمیدونستم یه روزی میری...

“گـریه” آخـریـن چیزیست کہ بـاقی میمـانـد …و “بـغـض” یکی مـان...

ه ام همین طور بی وزن و بی هوا بگویم دوستــ♥ــت دارم چقدر این...

مانند سیگارمانده ام میان دو انگشت روزگار لعنتینه مرا میکشدنه...

مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا"  نیستحس میکنم عمر خوشی هایم ...

همیشه تو را از دور نگاه می‌کردم، از پشتِ دیوار.انگار به تماش...

پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط