{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان روز برفی (پارت10)

رومان روز برفی (پارت10)
از زبان ات
صبح شد
جونگ کوک کلی گشت اما پیداش نکرد بہ جونگ کوک خبر دادن کہ پدرش میخواد بیاد ببیندش
کوک خیلی استرس داشت
.
.
.
فردا شد
پدر کوک از راہ رسید و منم ھم یہ لباس خوب پوشیدم پدر کوک رفت تو اوتاق مھمان و من ھم باھاش رفتم پدر کوک پرسید این خانم کی ھستن و من ھم خودمو معرفی کردم
کوک گفت:پدر این نامزدہ منہ
پدر کوک گفت:این دختر مناسب تو نیست
کوک گفت:چہ بیاد چہ نیاد من ھمینو میخوام
پدر کوک گفت:من کلی دختر پولدار بہ تو پیشنھاد دادم ولی تو ھمشونو پس زدی ولی الان داری میگی من اینو میخوام بفھم پسرہ کلہ شغ
منم ھیچ حرفی نزدم کوک ھم ساکت شد
من رفتم تو اوتاقہ کوک و پدر کوک بخواطر این انتخوابش اونو کتک زد
منم خیلی گریہ میکردم کوک بعد دوساعت برگشت خیلی زخمی بود سریع رفتم بغلش
گفت:ببخشید ھمش تخسیرہ منہ ایکاش ایکاش ھیچ وقت باھم اشنا نمیشدیم
کوک گفت:اشکالی ندارہ خودتو ناراحت نکن و دیگہ نبینم این حرفو بزنی ھااااااااا
گفتم:باشہ
.
.
.
.
.
فردا شد
پدر کوک گفت خانم ات میخوام باھات حرف بزنم رفتم پیشش گفتم بفرمایید گفت:بھترہ کہ پاتو از زندگیہ پسرہ من بکشی بیرون چون ھیچ خوش ندارم کہ یہ دختر بی سروپا با پسرم بگردہ حتما تو نقشہ کشیدی کہ با عشقہ الکیت بہ کوک اونو خام کنی و پولمونو بالا بکشی عصبی شدم گفتم:اقایہ محترم من اصلا کوک رو خام نکردم اون منو زندانی کرد و بزور منو بہ خودش چسبوند شما بہ چہ حقی دارین بہ من توھین میکنید کارتون خیلی زشت و بی شخصیتیہ
خواستم برم بیرون کہ گفت:خانم ات پاتو از گلیمت دراز نکن خوشگل ھستی اما نمیتونی وارد خوانوادہ ما بشی
حالا بیا اینجا بشین
رفتم نشستم کیف پولشو باز کرد و دستہ چکشو برداشت و چک کشید و اون چکو بہ من داد و گفت حالا ازادی میتونی بری
گفتم:من پولہ کسیفہ تورو نمیخوام
بعد دیدم عکس پدر مادرم تو کیف پولش بود خیلی برام جالب بود و پرسیدم:عکس پدر مادر من تو کیف پولہ شما چیکار میکنہ
گفت:پدر مادرہ تو اونا پدر مادر تو ھستن
گفتم:خوب ارہ
گفت:باورم نمیشہ تو یادگار اونا باشی
بعد اومد سرمو نوازش کرد و اشک ریخت گفت:دخترم من ھیچ کاری برایہ پدر مادرت نتونستم انجام بدم اونا بھترین کار کن ھایہ من بودن و الان من ویضفم اینہ کہ از یادگارشون مراقبت کنم پس میزارم با کوک ازدواج کنی(چون حال ندارم ھمینجوری تمومش میکنیم)
پدرش گفت امید وارم خوشبخت شین
گفتم : خیلی خیلی ممنونم
خیلی خوشحال شدم خبرو بہ کوک دادم و اونم کلی خوشحال شد۔۔۔۔۔۔
#روز_برفی
دیدگاه ها (۰)

اوکی بگین

اخرین پیامم بہ اولین لیستہ شیرم عاممممممممممممم مسخرسدرخاستی

رومان عشق بی نھایت پارت 12 از زبان ملیسا کوک مچ اون دختر زور...

رومان عشق بی نھایت پارت 12 از زبان ملیسا کوک مچ اون دختر زور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط