نام رمان دلتنگ یک رفیق
نام رمان :دلتنگ یک رفیق❤️🩹
پارت :20
#دلتنگ_یک_رفیق
از زبان شدو *
تام چیزی نگفت و با ناراحتی سرشو پایین انداخت
منظورشو فهمیدم
سرمو با ناراحتی پایین انداختم
شدو :تام ...
تام بهم نگاهی کرد
نکاهی به دست شکستش کردم
شدو :میشه تا وقتی سونیک حالش خوب بشه ...تو خونه ی شما بمونم ؟(جدی، لحن گرفته)
لبخندی تلخی زد
تام :حتما شدو....بیا داخل 😊!
شدو :آه ....ممنون .
با تام وارد خونه شدم ...
تیلز :شدو تو برگشتی؟
کجا رفته بودی؟
اگمن چی شد؟
حالت خوبه؟
(من :یا خدا تیلز چقدر سوال میپرسی🤣)
شدو :من حالم خوبه
اگمن رو شکست دادم و احتمالا تا الان مرده(جدی)
ناکلز :خب ...اینجا چیکار میکنی؟😡
شدو :تا وقتی که سونیک حالش خوب بشه اینجا می مونم بعد از اینجا میرم(جدی)
تام :چیییییییییی؟(داد زدن)
شدو :آه ...تام کر شدم😑(جدی)
تیلز :جان ؟😳
تام :اما ما الان رفیقیم ...
تو میخوای از اینجا بری ؟
شدو :آره ...من مایع دردسرم تام اینجا نمونم بهتره !(جدی)
تام جلوی من زانو زد دستشو روی شونه ام گذاشت ...
تام :این حرفو نزن ....
همه جایی بهت نیاز دارن اون موقع اگه تو نبودی قطعا متال من رو میکشت☺️
شدو :آه ...من مجبورم تام !
من نمیخوام بازم به کسی صدمه بزنم😔
ناکلز :آه خدا کاش سریع تر بره (زمزمه کردن)
تام : ببخشید ناکلز چیزی گفتی؟
ناکلز :نه😓
تام :ببین شدو تو خودت میفهمی
این اتفاقات تقصیر تو نیست ...
من میدونم رفیق ...
اما هرجور صلاح میدونی😔
تیلز :تام راست میگه شدو ولی بازم هرچی صلاح میدونی😞
ناکلز :پروردگارا مرا به ینجه تبدیل کن😤
تیلز :الهی آمین😁💔
ناکلز :😐
شدو :میتونم سونیک رو ببینم؟😔(لحن جدی و گرفته)
تام :باشه🙂💔
به همراه تام و تیلز و ناکلز به طبقه بالا رفتیم ....
ادامه دارد ....
پارت :20
#دلتنگ_یک_رفیق
از زبان شدو *
تام چیزی نگفت و با ناراحتی سرشو پایین انداخت
منظورشو فهمیدم
سرمو با ناراحتی پایین انداختم
شدو :تام ...
تام بهم نگاهی کرد
نکاهی به دست شکستش کردم
شدو :میشه تا وقتی سونیک حالش خوب بشه ...تو خونه ی شما بمونم ؟(جدی، لحن گرفته)
لبخندی تلخی زد
تام :حتما شدو....بیا داخل 😊!
شدو :آه ....ممنون .
با تام وارد خونه شدم ...
تیلز :شدو تو برگشتی؟
کجا رفته بودی؟
اگمن چی شد؟
حالت خوبه؟
(من :یا خدا تیلز چقدر سوال میپرسی🤣)
شدو :من حالم خوبه
اگمن رو شکست دادم و احتمالا تا الان مرده(جدی)
ناکلز :خب ...اینجا چیکار میکنی؟😡
شدو :تا وقتی که سونیک حالش خوب بشه اینجا می مونم بعد از اینجا میرم(جدی)
تام :چیییییییییی؟(داد زدن)
شدو :آه ...تام کر شدم😑(جدی)
تیلز :جان ؟😳
تام :اما ما الان رفیقیم ...
تو میخوای از اینجا بری ؟
شدو :آره ...من مایع دردسرم تام اینجا نمونم بهتره !(جدی)
تام جلوی من زانو زد دستشو روی شونه ام گذاشت ...
تام :این حرفو نزن ....
همه جایی بهت نیاز دارن اون موقع اگه تو نبودی قطعا متال من رو میکشت☺️
شدو :آه ...من مجبورم تام !
من نمیخوام بازم به کسی صدمه بزنم😔
ناکلز :آه خدا کاش سریع تر بره (زمزمه کردن)
تام : ببخشید ناکلز چیزی گفتی؟
ناکلز :نه😓
تام :ببین شدو تو خودت میفهمی
این اتفاقات تقصیر تو نیست ...
من میدونم رفیق ...
اما هرجور صلاح میدونی😔
تیلز :تام راست میگه شدو ولی بازم هرچی صلاح میدونی😞
ناکلز :پروردگارا مرا به ینجه تبدیل کن😤
تیلز :الهی آمین😁💔
ناکلز :😐
شدو :میتونم سونیک رو ببینم؟😔(لحن جدی و گرفته)
تام :باشه🙂💔
به همراه تام و تیلز و ناکلز به طبقه بالا رفتیم ....
ادامه دارد ....
- ۱۵۴
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط