عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 69
هوف بلاخره دارم یکم استراحت میکنم..... چقدر احساس پوچی میکنم... همیشه جای خوابم اینقدر خالی بوده؟؟
چرا اینقدر اینجا سرده؟!.... تاریکه... همه جا تاریکه... کاش الان کنارم بودیو بغلم میکردی... کاچان....بوی کاچان....
پوفففففف هاهاهاها شبیه زلیخا شدم هاهاها هق هقق(صدای گریه) کاااااچااااان عــــــــــــــرر عرعررعرعرععر
(مدتی بعد)
لباسای کاچان هنوز هستن (لبخندی غمناک)
(ادای کاچان) حتما اگه اینارو بعدا ببینه میگه حتی به لباسام هم رحم نکردی دکوی نفله
هاها یعنی میشه فردا با رفتن من تو با امنیت کامل برگردی؟؟ نگرانه "کسی که ازش متفرم"
ها؟! یچیزی توی جیب کاچانه... عطره! کاچان عطر میزد؟! نمیدونستم
خب شاید اکه یکم از بوی اونو داشته باشم شاید دلتنگیم کمتر بشه؟!
میدوریا چند افشانه از شیشه رو روی بدن خودش میزنه و به طرز سریعی مکانی که سرد بود گرم میشه سرش گیج میره و بیشتر از همیشه به کاجان نیاز داره
مدام اسمشو صدا میزنه: کاچان.. کـ کاچان
دیکش داغ شده و داره منفجر میشه نمیتونه بیشتر از این تحمل کنه سریعا لباس هاشو در میاره و لباس های کاچان رو میپوشه و به دیکش ور میره با هر حرکت دستش که میره و برمیگره تا اون دیک لعنتی رو ارضا کنه با نفس عمیق از عطر عشقش بدنش داغ تر میشه
ــــ فاااااک فاک فاککککک لعنتی چراااا کمه بیشتر بیشتر میخوام میخوام ارضا شم اینجوری نمیشه کاچان اکه بود چیکار میکرد؟! با اون دستای کلفتش که ازش جرقه بیرون میومد با دیک لعنتی من چیکار میکرد که هربار بیشتر از قبل ارضا میشدم هااا اه
پارت 69
هوف بلاخره دارم یکم استراحت میکنم..... چقدر احساس پوچی میکنم... همیشه جای خوابم اینقدر خالی بوده؟؟
چرا اینقدر اینجا سرده؟!.... تاریکه... همه جا تاریکه... کاش الان کنارم بودیو بغلم میکردی... کاچان....بوی کاچان....
پوفففففف هاهاهاها شبیه زلیخا شدم هاهاها هق هقق(صدای گریه) کاااااچااااان عــــــــــــــرر عرعررعرعرععر
(مدتی بعد)
لباسای کاچان هنوز هستن (لبخندی غمناک)
(ادای کاچان) حتما اگه اینارو بعدا ببینه میگه حتی به لباسام هم رحم نکردی دکوی نفله
هاها یعنی میشه فردا با رفتن من تو با امنیت کامل برگردی؟؟ نگرانه "کسی که ازش متفرم"
ها؟! یچیزی توی جیب کاچانه... عطره! کاچان عطر میزد؟! نمیدونستم
خب شاید اکه یکم از بوی اونو داشته باشم شاید دلتنگیم کمتر بشه؟!
میدوریا چند افشانه از شیشه رو روی بدن خودش میزنه و به طرز سریعی مکانی که سرد بود گرم میشه سرش گیج میره و بیشتر از همیشه به کاجان نیاز داره
مدام اسمشو صدا میزنه: کاچان.. کـ کاچان
دیکش داغ شده و داره منفجر میشه نمیتونه بیشتر از این تحمل کنه سریعا لباس هاشو در میاره و لباس های کاچان رو میپوشه و به دیکش ور میره با هر حرکت دستش که میره و برمیگره تا اون دیک لعنتی رو ارضا کنه با نفس عمیق از عطر عشقش بدنش داغ تر میشه
ــــ فاااااک فاک فاککککک لعنتی چراااا کمه بیشتر بیشتر میخوام میخوام ارضا شم اینجوری نمیشه کاچان اکه بود چیکار میکرد؟! با اون دستای کلفتش که ازش جرقه بیرون میومد با دیک لعنتی من چیکار میکرد که هربار بیشتر از قبل ارضا میشدم هااا اه
- ۲۱۳
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط