𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:77
مستی دیدش را تار کرده بود..
درد قلبش از هر زمان دیگرش بیشتر حس میشد.
+ کوک..
به طبقه بالا رفت و از دیوار برای حفظ تعادلش گرفت.
هوسوک که درحال رفتن به اتاق بود او را دید.
×ته؟
مرد نزدیک تر شد.
+نمیتونم پیداش کنم، هیونگ..
هوسوک نزدیک تر شد و دست او را روی شانه اش انداخت.
×احمق، چرا مست کردی.. اگه تصادف میکردی چی
هردو به سمت اتاق تهیونگ رفتند.
هوسوک او را روی تخت خواباند و کفش هایش را در آورد.
کیم زیر لب زمزمه های نامفهومی میکرد ولی یک کلمه خیلی خوب شنیده میشد.
+ سنجاقک..
×با خودت چیکار کردی، پسر..
+ اصلا نیست.. انگار آب شده رفته تو زمین..
×کی؟ جونگکوک؟
+ جونگکوک.. هیونگ، اگه منو هیچوقت نبخشه چی..
هوسوک کفش های تهیونگ را در آورد و کنار گذاشت.
بلند شد و لبه تخت نشست.
×اون بچه باهات چیکار کرده.. تهیونگ.. من هنوز نمیدونم چرا میخوای این انتقام لعنتی رو ادامه بدی ولی اینو بدون اگه جونگکوک بلایی سرش بیاد.. تو هم نابود میشی..
کیم با چشمان خمار و براقش که اشک در آن جمع شده بود به هوسوک نگاه کرد..
+چطور...یعنی.. عشق انقدر بی رحمه؟...
هوسوک پوزخندی زد و آهسته خندید.. خنده اش از حسرت و غمی کهنه بود.
×گاهی بی رحم گاهی شیرین...اولش متوجهش نمیشی..
ولی به مرور زمان صدای خنده هاش میشه موسیقی مورد علاقت..
وقتی باهاشی صدای ضربان قلبت واضح تر حس میکنی..
اما، ته.. اگر مواظبش نباشی و بخاطرش نجنگی میره..
از دستت میره و مال یکی دیگه میشه..
تهیونگ بلند شد و به تاج تخت تکیه داد.
+هی، هی.. داری گریه میکنی؟
هوسوک خندید و سرش را پایین آورد تا پاک کردن قطره اشک روی گونه اش تو دید نباشد.
×نه.. انگار اتاقت یکم گرد و خاک داره زفت تو چشمم
+هیونگ.. جیمین دیگه..خب.... میدونم بخاطرش حتی با پدرت هم جنگیدی
ولی باید قبول کنی که اون مال یکی دیگه هست
هوسوک به تهیونگ نگاه کرد.
×جونگکوک چی؟ واقعا میخوای به آنا ببازی؟
+ معلومه که نه.. من-
×تو چی؟ اگه الان از دستش بدی بدست آوردنش سخت میشه، کیم تهیونگ
+ چطور بدستش بیارم وقتی حتی نمیدونم الان کجاست
•
•
•
تنش بین آن دو زیاد بود.. بدن پسر داغ شده بود.
با یک حرکت دختر را زیر هیکلش گرفت و بوسه را قطع کرد.
-دیوونه شدی؟
آنا آهسته خندید.
~هوم.. شاید.. دیوونه تو..
گردن جئون را گرفت و دوباره او را بوسید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط پارت بعد:
لایک: 58
کامنت: 150 (استیکر قبول نیست)
8 فالوور جدید
part:77
مستی دیدش را تار کرده بود..
درد قلبش از هر زمان دیگرش بیشتر حس میشد.
+ کوک..
به طبقه بالا رفت و از دیوار برای حفظ تعادلش گرفت.
هوسوک که درحال رفتن به اتاق بود او را دید.
×ته؟
مرد نزدیک تر شد.
+نمیتونم پیداش کنم، هیونگ..
هوسوک نزدیک تر شد و دست او را روی شانه اش انداخت.
×احمق، چرا مست کردی.. اگه تصادف میکردی چی
هردو به سمت اتاق تهیونگ رفتند.
هوسوک او را روی تخت خواباند و کفش هایش را در آورد.
کیم زیر لب زمزمه های نامفهومی میکرد ولی یک کلمه خیلی خوب شنیده میشد.
+ سنجاقک..
×با خودت چیکار کردی، پسر..
+ اصلا نیست.. انگار آب شده رفته تو زمین..
×کی؟ جونگکوک؟
+ جونگکوک.. هیونگ، اگه منو هیچوقت نبخشه چی..
هوسوک کفش های تهیونگ را در آورد و کنار گذاشت.
بلند شد و لبه تخت نشست.
×اون بچه باهات چیکار کرده.. تهیونگ.. من هنوز نمیدونم چرا میخوای این انتقام لعنتی رو ادامه بدی ولی اینو بدون اگه جونگکوک بلایی سرش بیاد.. تو هم نابود میشی..
کیم با چشمان خمار و براقش که اشک در آن جمع شده بود به هوسوک نگاه کرد..
+چطور...یعنی.. عشق انقدر بی رحمه؟...
هوسوک پوزخندی زد و آهسته خندید.. خنده اش از حسرت و غمی کهنه بود.
×گاهی بی رحم گاهی شیرین...اولش متوجهش نمیشی..
ولی به مرور زمان صدای خنده هاش میشه موسیقی مورد علاقت..
وقتی باهاشی صدای ضربان قلبت واضح تر حس میکنی..
اما، ته.. اگر مواظبش نباشی و بخاطرش نجنگی میره..
از دستت میره و مال یکی دیگه میشه..
تهیونگ بلند شد و به تاج تخت تکیه داد.
+هی، هی.. داری گریه میکنی؟
هوسوک خندید و سرش را پایین آورد تا پاک کردن قطره اشک روی گونه اش تو دید نباشد.
×نه.. انگار اتاقت یکم گرد و خاک داره زفت تو چشمم
+هیونگ.. جیمین دیگه..خب.... میدونم بخاطرش حتی با پدرت هم جنگیدی
ولی باید قبول کنی که اون مال یکی دیگه هست
هوسوک به تهیونگ نگاه کرد.
×جونگکوک چی؟ واقعا میخوای به آنا ببازی؟
+ معلومه که نه.. من-
×تو چی؟ اگه الان از دستش بدی بدست آوردنش سخت میشه، کیم تهیونگ
+ چطور بدستش بیارم وقتی حتی نمیدونم الان کجاست
•
•
•
تنش بین آن دو زیاد بود.. بدن پسر داغ شده بود.
با یک حرکت دختر را زیر هیکلش گرفت و بوسه را قطع کرد.
-دیوونه شدی؟
آنا آهسته خندید.
~هوم.. شاید.. دیوونه تو..
گردن جئون را گرفت و دوباره او را بوسید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط پارت بعد:
لایک: 58
کامنت: 150 (استیکر قبول نیست)
8 فالوور جدید
- ۱.۰k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط